السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
256
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
نمىداد و اگر روايت بالا صحيح باشد ، در اين صورت عتاب و سرزنشى كه متوجّه آن حضرت است فقط در باب ترك عادت نيكوى صبر و توكّل بر خداى سبحان در همه اموريست كه خداوند انسان را بوسيله آن امتحان مىكند ، چون ترك توكّل بر خدا و متوجّه غير او شدن امرى ناپسند است . از امام صادق ( ع ) نقل شده كه فرمود : وقتى مدّت زندانى شدن يوسف در زندان سپرى شد و خداوند به او اذن فرج و گشايش داد صورت خود را بر خاك نهاد و گفت : خداوندا اگر گناهان من روى مرا نزد تو ناخوشايند نمود هر آينه من به وسيلهء آبرومندى پدران صالح خود ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب متوجّه درگاه تو مىشوم ، پس خداوند در كار او گشايش داد و او را از زندان رهانيد ، به ايشان عرضه داشتم : جانم فدايت ، آيا ما نيز خداوند را با اين دعا بخوانيم ؟ فرمود : شما بگوييد : ( خداوندا اگر گناهان من رويم را نزد تو سياه كرده ، هر آينه من به وسيله پيامبرت نبىّ رحمت ( ص ) و بوسيله على و فاطمه و حسن و حسين و ائمه عليهم السلام متوجّه درگاه تو مىشوم ) . ( على بن ابراهيم ) ، مىگويد : پادشاه رؤيايى ديد و به وزيران خود گفت : من در خواب ديدم كه هفت گاو لاغر هفت گاو چاق را مىخورند و هفت خوشهء خشك و هفت خوشهء سرسبز را ديدم ، تعبير آن چيست ؟ هيچ يك از آنها تعبير اين خواب را نمىدانستند ، در اين وقت آن مرد ساقى كه در زندان همراه يوسف بود ، به ياد خواب خود و تعبير يوسف افتاد و اين ياد آورى بعد از هفت سال واقع شد ، بنا بر اين قاصدى را به زندان نزد يوسف فرستادند و به او گفتند : ( اى جوانمرد ، رأى خود را در بارهء هفت گاو چاق كه هفت گاو لاغر آنها را مىخورند و هفت خوشهء سبز و هفت خوشه خشك به ما ابلاغ كن [ 1 ] ) يوسف فرمود : ( شما هفت سال زراعت كنيد و سپس هر چه درو مىكنيد در خوشهاش ذخيره كنيد ، مگر اندكى كه براى خوراك مصرف مىنمائيد [ 2 ] ) سپس هفت سال خشك و بىباران فرا مىرسد كه در آن هفت سال آنچه را كه در سالهاى سرسبزى ذخيره كردهايد ، به مصرف مىرسانيد .
--> [ 1 ] سوره يوسف ، آيه 46 . [ 2 ] سوره يوسف ، آيه 47 .